ایجی کیتاهاما به باشگاه تئاتر ملحق میشود و آرزو دارد مانند هارمی که در مانگای مورد علاقهاش دیده، رابطههایی شبیه آن داشته باشد. رین ناناکورا، همکلاس او، قلباً دل در گروی ایجی بسته است و برای جلب توجه او در حضورش نقشهای مختلفی بازی میکند. هر چقدر هم تلاش کند، یک چیز مشخص است: احساساتش نسبت به ایجی هر روز قویتر میشود. آیا او روزی توان خواهد یافت حقیقت را به او بگوید و خودش باشد؟
دیدگاه ها (0)
ارسال دیدگاه