آمانه به تنهایی در یک آپارتمان زندگی میکند و دختر زیبای مدرسه، مهیرو، درست در کنار او ساکن است. تاکنون تقریبا هیچوقت با هم صحبت نکرده بودند تا اینکه روزی در یک روز بارانی، او را در حالت پریشانی میبیند و چترش را به او میدهد. در جهت جبران لطف او، مهیرو در امور خانه به او کمک میکند و به تدریج رابطهای بین آنها شکل میگیرد و فاصله میانشان کم میشود...
دیدگاه ها (0)
ارسال دیدگاه