نام پسر هیتوری بود. یک لکلک فرشته را وارد زندگی یک زوج میانسال کرد که از نعمت فرزند بهرهمند نبودند. والدینش مهربان بودند، خانهشان بزرگ و دلباز بود و وعدههای غذاییشان همیشه داغ و خوشمزه. اما برای حفظ شادیای که به زندگیاش وارد شده بود، هیتوری ناچار بود راز مهمی را از والدینش پنهان نگه دارد.
دیدگاه ها (0)
ارسال دیدگاه