معمار مشهور، الکساندرا، با بدترین کابوس خود روبرو میشود وقتی تماس تلفنی از جانب کلانتر محلی، کنرادو، میگیرد تا جسد همسرش، اسکار، را که در یک اسکله در میان منظره زیبا و سرسبز آلبوفرا در خارج از والنسیا پیدا شده است، شناسایی کند. آیا این خودکشی بوده است؟ چطور ممکن است در حالی که فقط چند ساعت قبل برنامههای آیندهشان را ریخته بودند؟ اما اوضاع بدتر هم میشود: اسکار زندگی دوجانبهای داشت و با زن دیگری به نام وریرا رابطه داشت. این زن کیست؟ چه کسی مردی را که ۱۵ سال دوست داشت، میشناخت؟ و آن شب سرنوشتساز در اسکله چه اتفاقی افتاده است؟
دیدگاه ها (0)
ارسال دیدگاه