پدر آوره، نویسنده معروف داستانهای بزرگسالان، نام او را آو گذاشت چون A مخفف «سیب» و O مخفف «جلسهرقص و همنشینی» است! آوه برای فرار از رد پای پدرش و وارد شدن به یک دانشگاه معتبر، تمام تمرکز خود را بر روی درس خواندن گذاشته و قصد ندارد وارد روابط عاشقانه شود. او وقت ندارد برای پسرها، اما مشکل اینجاست که کیجیما، همکلاسی جذاب و محبوبش، عشقش را ابراز کرده است! و بدتر از آن، او مدام دربارهاش فکرهای دلپذیر و گاهی نامناسب دارد! به نظر میرسد فرار از نفوذ پدرش کار آسانی نخواهد بود...
دیدگاه ها (0)
ارسال دیدگاه