وان، که به عنوان چهارمین پسر مارکیس به دنیا آمده بود، در دوران شباب به عنوان نابغهای استثنایی شناخته میشد؛ اما سرانجام به دلیل داشتن جادوی تولید، که در این دنیا هیچکاربردی ندارد، تبعید شد به روستایی در حاشیه مرزهای بینام و نشان. با این حال، زمانی که او از قدرت «بیفایده»اش برای ساخت سلاح، ابزار و عجایبی فراتر از تصور استفاده میکند، روستا شروع به رونق میکند! چیزی که ابتدا به عنوان تبعید بود، اکنون شروعی برای زندگی جدید و ماجراجوییای است که دنیا را تغییر میدهد!
دیدگاه ها (0)
ارسال دیدگاه