فرض بر این است که بتوان در طول زندگی خودش به زمان سفر کرد، دکتر سم بیمیک وارد ماشین شتابدهنده کوانتومی شد و ناپدید گردید... او بیدار شد و خود را در گذشته یافت، در مقابل آیینههایی که تصویرهایشان مال خودش نبود و با نیرویی ناشناخته مجبور بود تاریخ را بهتر تغییر دهد. تنها راهنمای او در این سفر، ال است؛ ناظر از زمان خودش که در قالب هولوگرام ظاهر میشود و فقط سم میتواند او را ببیند و بشنود. و اینچنین، دکتر بیمیک مدام از زندگی به زندگی دیگری میپرد، در تلاش برای اصلاح اشتباهات گذشته و هر بار امیدوار است که پرش بعدی، پرش به خانه باشد.
دیدگاه ها (0)
ارسال دیدگاه