پس از عمل اضطراری پسر کوچکشان، کلتون، والدین شهر کوچک خود، تاد و سونیا بورپو، از بهبودی معجزهآسای فرزندشان بسیار شادمان میشوند. اما آنها برای وقایع بعدی آماده نبودند... کلتون ادعا میکند در زمان عمل، بهشتی را دیده و از آن برگشته است و مسائل ناگواری را با پدر و مادرش در میان میگذارد که احتمالاً نمیدانستند. آیا تاد جرات و ایمان لازم را دارد تا تجربه بینظیر و تغییر دهنده زندگی پسرش را با جهان به اشتراک بگذارد؟
دیدگاه ها (0)
ارسال دیدگاه