دختری نوجوان مبتلا به اسکیزوفرنی، کمکم مشکوک میشود که همسایهشان یک کودک را ربوده است. والدینش تلاش میکنند طور ممکن، او را به زندگی عادی برگردانند؛ در حالی که مخفیانه از رازهای غمانگیز خود محافظت میکنند. تنها کسی که حرفهایش را باور دارد، پسری به نام کایلب است؛ پسر جوانی که حتی خودش مطمئن نیست که واقعاً وجود دارد.
دیدگاه ها (0)
ارسال دیدگاه