استلا، دختر هفده ساله، بیشتر وقت خود را در بیمارستان سپری میکند چون مبتلا به بیماری فیبروز کیستیک است. زندگی او پر از روتینها، محدودیتها و کنترل خود است، اما این موارد در مواجهه با ویلیام، نوجوان فوقالعاده جذابی که همان بیماری را دارد، به چالش کشیده میشود. آنها پس از دیدار، واکنشی فوری از خود نشان میدهند، هرچند محدودیتها ایجاب میکند که فاصلهای امن بینشان حفظ کنند. هر چه ارتباطشان قویتر میشود، نفس وسوسههای کنار گذاشتن قوانین و در آغوش کشیدن احساسات، بیشتر میشود.
دیدگاه ها (0)
ارسال دیدگاه